السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
54
جواهر البلاغة ( فارسى )
اكنون ، ديگر خراسان بسان هنگامى كه خالد و اسد در آن بودند و سيف فرماندهش بود ، نيست . در اين شعر ، « خالد » و « اسد » هردو علم است و تعقيد در آن ، پديدهء مقدم شدن « اسد » است كه جزئى از مضاف اليه « اذ » مىباشد . و الشّمس طالعة ليست بكاسفة * تبكى عليك نجوم الليل و القمر « 1 » و خورشيد برآمده براى تو مىگريد و نور آن ، پرتو ستارگان و ماه را فرو ننشانده است . يعنى : چون خورشيد گريان و عزادار است نورش توان فرونشاندن نور ستارگان را ندارد . ارض لها شرف سواها مثلها * لو كان مثلك فى سواها يوجد « 2 » آن زمين شرفدارى است و اگر سرزمينهاى ديگر نيز كسى همچو تو داشت ، شرف مىيافت . كثرت تكرار در ضمير « هاء » اين شعر را غير فصيح ساخته است . و المجد لا يرضى بان ترضى بان * يرضى المؤمل منك الّا بالرّضا « 3 » مجد از تو خشنود نمىگردد مگر اينكه تو راضى باشى تا گروهها از تو خرسند شوند . تكرار مشتقّات مادّه « رضا » اين شعر را ناهنجار كرده است . فى رفع عرش الشّر * ع مثلك يشرع همانند تو بالا بردن پايگاه دين را بنيان مىنهد . در اين شعر ، حرف « عين » و « شين » و « راء » كثرت تكرار دارد . و من لم يذد عن حوضه بسلاحه * يهدّم و من لم يظلم النّاس يظلم « 4 » و آن كس كه حريم خويش را با شمشير ، پاس ندارد خاندانش ويران گردد و آنكه به مردم ستم نكند دستخوش ستم گردد .
--> ( 1 ) . خورشيد ، نور ستارگان را فرو ننشانده است و براى تو مىگريد و ماه نيز براى تو مىگريد . اين شعر ، تعقيد دارد به سبب فاصله افتادن بين صفت يعنى « كاسفة » و بين مفعول آن ( نجوم ) به وسيلهء جملهء « تبكى عليك » . اين شعر از جرير است . فيروز آبادى در تفسير اين شعر گفته : « فالشّمس كاسفة لموتك تبكى ابدا و وهم الجوهرى فغيّر الرّواية بقوله فالشّمس طالعة ليست بكاسفة و تكلّف لمعناه » قاموس المحيط ، ج 3 ، ص 275 . و نگاه كنيد به لسان العرب ، ج 9 ، ص 299 . ( 2 ) . اين شعر ، از متنبّى است نگاه كنيد به شرح ديوان متنبّى ، نوشتهء برقوتى ، ج 1 ، ص 214 . ( 3 ) . اين شعر ، از احمد بن ابى داود است . برخى آن را بدينگونه نقل كردهاند : « يرضى المومّل الّا بالرّضا » . نگاه كنيد به « البيان العربى » ، ص 158 . ( 4 ) . اين شعر ، از زهير بن ابى سلمى است و تعقيد معنوى دارد چون « ظلم » را كنايه براى دفاع و پاسدارى از حقوق ، قرار داده و اين دور از عرف و استعمال است .